دانســــــــــــــــــــتنی ها

اینجا وبلاگی گروهی است برای خدمت به بشریت، کسب تجربه، افزایش پرستش خداوند، خودسازی انسانها و...
خدا فقط بهت محبت واقعی میده انسانها یه روز خوبند یه روز بد ولی خدا همیشه هواتو داره و بنده های خدا هم بهت محبت دارند ولی نمیشه کامل بهشون اعتماد کرد ولی خدا محبت واقعی داره و هیچ موقع تنهات نمیزاره پس همیشه با خدا دوست باش....

آنچه در بسیاری از کتب و آثار دینی و آموزشی در کلاس های اخلاق و سخنرانی ها و موعظه های مذهبی در حوزه ارتباط صمیمی با خدا رایج است، نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر، خمس، زکات، ذکر، شرکت در مراسم مذهبی خدمت به والدین، سفرهای زیارتی،... است.
بدون شک همه این عبادت در ارتباط با خدا و خودسازی سهم بسیار ارزنده ای داشته و ترک هر کدام از آنها مانع ارتباط موثر و صادقانه با خدا و موجب سردی روح و روان و روابط با خدا و دینداران خواهد شد. امّا در این اجمال سعی در ارائه راهکارهایی هستیم که اغلب ما از آنها غافلیم. راهکارهایی ساده و قابل عمل برای همه در همه جا.
1- به هنگام انجام کارهای تکراری و خسته کننده مثل شستن ظرف ها و لباس ها و پختن غذا، جمع و جور کردن وسایل خانه، کار در کارخانه و رانندگی در ترافیک سنگین شهری، سرودی را در باره خدا زمزمه کنید. به یاد بیاورید که هر کاری با یاد خدا عبادت خواهد بود و عبادت موجب آرامش و ارتباط مستقیم با خالق هستی و همه اینها باعث انرژی مثبت .
2- هر روز تنها دقایقی را در خلوت و سکوت بنشینید و به آنچه که از خوبی ها دست یافته اید فکر کنید. شغل، ازدواج، مسکن، تحصیل، مسافرت خاطره انگیز، فرزند، سلامتی،... از خدا برای بدست آوردن همه این ها تشکر کنید. و خوشحال و خرسند باش بابت اینکه از شاکران هستی، این یعنی بهترین ارتباط با خدا.
3- کاری را که اصلاً دوست نداری و از انجام آن بشدت خسته و ملول می شوی انجام بدهید. مثل گوش کردن به حرف های تکراری و خسته کننده مادربزرگ و دوست، همکاری با همسر در کارهای خانه و ارتباط با فرزند و... به جای کلافه شدن و ابراز ناراحتی، از خدا به خاطر صبوری و بردباری ات تشکر کن. اینجا هم تمرین تسلط بر خویشتن و هم بدست آوردن دل اطرافیان و هم شکر به خاطر صبوری را بدست آورده ای. از این بابت خوشحال شو و از خدا بار دیگر تشکر کن.
وقتی پدر و مادر و یا کسانی که شما را دوست دارند کاری برای شما انجام می دهند از خدا به خاطر داشتن چنین عزیزانی تشکر کنید و به یاد بیاورید که خدا بیش از این عزیزان شما را دوست دارد و امکانات زیادی را در اختیارتان گذاشته و همیشه حافظ و مراقب شماست
4- آلبوم عکس خانوادگی تان را بازبینی کنید و تصویر هر یک از خویشان و نزدیکان و دوستان را که می بیند. در باره آنان با خدا صحبت کنید. به خدا بگویید: مادرم را شاد و سرحال نگه دار. دوستم را در درس و دانش موفق بدار. خواهرم را در تربیت فرزندش توفیق بده. خاله خوبم را شفا بده. برادرم را همسری شایسته نصیب بگردان و این گونه آلبوم عکس، وسیله ارتباط با خدا خواهد شد.
5- تخریب ساختمانی را تماشا کنید. به یاد بیاورید که خراب کردن روابط چقدر آسان است. از خدا بخواهید راه ها و روش های اصلاح روابط تان با دیگران را اصلاح کنند و خرابی ها و اشتباهات و خطاهای پیشین را جبران کنید، اگر دل کسی را شکسته اید، اگر انتقاد نابجایی کرده اید و کسی را رنجانده اید، اگر بدی را با بدی جواب داده اید و ... برای جبران شان از خدای یاری بطلبید. این رویکرد و عملکرد از بهترین راه های ارتباط صمیمی با خداست.
6- وقتی به دیدار عزیزانتان می روید با والدین خود، با یکی از دوستان صمیمی و یا همسر و فرزند خود به گفتگو می نشینید از خدا به خاطر این ارتباط صمیمانه تشکر کن.
7- خاطرات و حوادث تلخ و گزنده گذشته را به یاد بیاورید و از اینکه همه آن ها مقطعی و گذرا بوده و همه آن ها موجب تحصیل تجربه شده و هرگز خداوند تنهایتان نگذاشته خوشحال باشید و ازش تشکر کنید.
8- همه خطاها و اشتباهات و بدرفتاری های خود را روی کاغذی بنویسید، هرگز در پی توجیه و پیدا کردن مقصر نباشید، خود را مقصر اصلی بدانید. سپس کاغذ را بسوزانید و دفن کنید و از خداوند طلب بخشش کنید و از او بخواهید تا در عدم تکرار آن ها یاری تان کند.
9- اگر کسی شما را با دادن مژه ای، هدیه ای و خبری شاد کند چه حالی می یابید و از او چقدر تشکر می کنید؟ مسلّم خیلی زیاد. همین حالت را هر روز در برابر خدایتان داشته باشید، چرا که خداوند با دادن همه آن چه دیگران از دادن آن ها عاجزند، هر روز و هر لحظه شما را غافلگیر می کند. هر روز که از خواب بیدار می شوید و سالم هستید، چه بسیار افراد سالمی که هرگز از خواب بیدار نشدند. هر روز که از خورشید و آب و هوا و طبیعت و وجود پدر و مادر و دوستان و از همه مهم تر داشتن ایمان و اعتقاد دینی و... بهره می گیرید. چه بسیار انسان هایی که در دام زلزله و سیل و بیماری ها و مرگ عزیزان خود و دیگر حوادث تلخ گرفتار می شوند.

10- وقتی همه چیز نابود می شود (که نمی شود) باز آینده هست، به خاطر پیش رو داشتن آینده شکر خدا را به جای آورید.
11- شرکت نکردن در مجالس گناه راحت تر از شرکت کردن و گناه نکردن است، راه راحت را برگزینید و از بابت اراده و استواریتان خوشحال باشید و از خدا تشکر کنید که به شما این توفیق را هدیه داده است.
12- از خدا به خاطر تمام درهایی که کوبیدید و خانه خدا نبود طلب بخشش کنید و بعد از این از خدا بخواهید برای به یادش بودن و به در خانه اش رفتن یاری تان کند.
13- زیاد حرف نزنید، تا فرصت حرف زدن با خدا برایتان فراهم شود. آدم های پر حرف همیشه مضطرب و نگرانند از اینکه چه گفتند، چرا گفتند، با که گفتند، چگونه جبران کنند آنچه را که نباید می گفتند. امّا برعکس گفتگو با خدا با هر زبانی و در هر حالی موجب آرامش و شادابی خواهد شد.
14- بدون توقع و چشم داشت به کسی که چندان هم دوستش ندارید هدیه بدهید و با خدا در باره آنچه بدون چشم داشت به شما داده در حالی چندان هم با او دوست نبوده اید. گفتگو کنید و به خاطر این همه لطف و محبت و بخشش آن هم بدون توقع و چشم داشت خوشحال باشید و از او با تمام وجود تشکر کنید.
15- وقتی برای معالجه یک بیماری به مطب پزشک مراجعه کرده اید، و در نوبت به انتظار نشسته اید، به جای نگاه به این و آن و تمرکز ذهنی آزاردهنده به بیماریتان، با خدا صحبت کنید و بابت اینکه همیشه بیمار نیستند و سایر اعضای بدنتان سالم است صمیمانه ازش تشکر کنید.
همه خطاها و اشتباهات و بدرفتاری های خود را روی کاغذی بنویسید، هرگز در پی توجیه و پیدا کردن مقصر نباشید، خود را مقصر اصلی بدانید. سپس کاغذ را بسوزانید و دفن کنید و از خداوند طلب بخشش کنید و از او بخواهید تا در عدم تکرار آن ها یاری تان کند
16- از اینکه برای ملاقات با رئیس اداره و یا مسوولان بلند پایه باید از فیلترهای مختلف عبور کنید و شرایط امنیتی و سیاسی و اجتماعی مدّنظر داشته باشید و مدت ها با دیدن این و آن گاهی به دیدار آن مسۆل ذی ربط فائق آیید،از خداوند جانانه تشکر کنید که برای خلوت کردن و صحبت کردن با او این بگیر و ببندها لازم نیست. این یعنی از هر فرصت و فضایی برای ارتباط با خدا بهره گرفتن.
17- موقع خواب سوره حمد و ناس و فلق را بخوانید. اگر با وضو و رو به قبله بخوابید، خوابتان هم موجب ارتباط با خدا خواهد بود.
18- امروز را تصمیم بگیرید تا به هنگام خواب، حرف ها و حرکات مثبت داشته باشید. خوبی های دیگران را ببیند، زیبایی های ظاهری و اخلاقی دیگران را برایشان یاد آور شوید. چه ظاهر خوبی داری. چه خوب رانندگی می کنی. این لباس چقدر برازنده شماست. چه سلیقه خوبی دارید. ... حتی با خدا هم حرف های مثبت بزنید. از خوبی هایی که دارید و نعمت هایی که به شما داده با خدا صحبت کنید و تشکر کنید.
19- وقتی پدر و مادر و یا کسانی که شما را دوست دارند کاری برای شما انجام می دهند از خدا به خاطر داشتن چنین عزیزانی تشکر کنید و به یاد بیاورید که خدا بیش از این عزیزان شما را دوست دارد و امکانات زیادی را در اختیارتان گذاشته و همیشه حافظ و مراقب شماست.
20- وقتی خانه تکانی می کنید و یا کمد و اتاق تان را از هر آنچه بیهوده غیرضروری است پاک می کنید، به یاد بیاورید و از خدا بخواهید که ذهن و زبان و زندگی شما را از آلودگی ها و بد اخلاقی ها پاک کنند.
احمد رزاقی
بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
مطالب مرتبط
لینک منبع:
بهتر است از همین اول کار بین تنهابودن با احساس تنهایی فرق بگذاریم. تنهابودن یعنی ساعتی را بدون اینکه کسی دوروبرمان باشد، در خلوت خودمان وقت بگذرانیم که البته هیچ اشکالی هم ندارد، زیرا همهی ما گاهی اوقات بنابه دلایل مختلفی نیاز داریم که تنها باشیم تا مثلا راحتتر استراحت کنیم یا بهتر تصمیم گیری کنیم. اما احساس تنهایی قضیهی دیگری است. در حالت عادی، وقتی تنها هستیم، لزوما احساس تنهایی نمیکنیم. این درحالی است که بسیاری از مردم حتی وقتی دوروبرشان شلوغپلوغ است، بهطرز عجیبی احساس تنهایی میکنند. احساس تنهایی درواقع زنگ خطری است که از گیروگرفتاری در ارتباطات اجتماعی خبر میدهد. در ادامه با ما همراه باشید تا درمورد راهکارهای غلبه بر تنهایی بیشتر صحبت کنیم.
به ادامه مطلب مراجعه کنید:

چکیده این مطلب : انتشار : 1396/10/25 7 نظر
آیا تا به حال وابسته شدهایم؟ آیا تاکنون به واژههائی مانند وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کردهایم؟ آیا تاکنون تجربه کردهایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم.به نحوی که قسمت ناتمام یا نیمهتمام ما را تکمیل کند؟ در این حالت دو وضعیت به وجود میآید: یکی وضعیت جهنمی که ما آن را با واژه ”وابستگی“ معرفی میکنیم و دیگری حالت بهشتی که ما آن را ”پیوستگی“مینامیم.
آیا تا به حال وابسته شدهایم؟ آیا تاکنون به واژههائی مانند حس وابستگی، دلبستگی و یا پیوستگی دقت کردهایم؟ آیا تاکنون تجربه کردهایم که در ارتباط با کسی یا چیزی در بیرون از خودمان، احساس یکی شدن داشته باشیم.به نحوی که قسمت ناتمام یا نیمهتمام ما را تکمیل کند؟ در این حالت دو وضعیت به وجود میآید: یکی وضعیت جهنمی که ما آن را با واژه ”حس وابستگی“ معرفی میکنیم و دیگری حالت بهشتی که ما آن را ”پیوستگی“مینامیم.
در قالب یک جمله یعنی اینکه: ”ما در ارتباط با کسی یا چیز آنچنان مجذوب شدهایم که احساس میکنیم با نبودن آن، ما نیز نابود میشویم“ در ین حالت، ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و آن عادت کردهایم. برای تجربه این وضعیت میتوانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که قوتی به جائی از آن فکر میکنیم، عذاب میکشیم.
پیوستگی از نظر ما یعنی اینکه با آنچه در ارتباط قرار گرفتهایم و به آن عشق میورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم با وجود لذت شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود میشویم.
در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمیدهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما میشود. بهعبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را میتوانیم حفظ کنیم.
الف) شناخت موارد حس وابستگی: در خلوت خود یا با کمک گرفتن از فردی لایق، بررسی کنیم کدامیک از موارد کار، پول، پرخوری، پرحرفی و … بیشترین حس وابستگی را برای ما ایجاد کرده است. بررسی کنیم که کدامیک از نیروها مثل نیاز، هوس، ترس، شک و تردید و … در ما در این ارتباط فعالتر میباشند.
در رفتار خود بررسی کنیم به خاطر چه سوژهای از خواب و خوراک خود کم میکنیم و فکر و احساس ما در چه مواردی، ما را بهطور ناخواسته به دنبال خود میکشاند و در کنترل آن دچار مشکل میشویم.
برای چه مواردی بیشتر از حد توان خود وقت میگذاریم و به خاطر اینکه هدیهای به فردی بدهیم یا در کنارش باشیم، از سلامتی خود میکاهیم، بررسی کنیم در ارتباط با رسیدن به چه خواستههائی خود را کوچک و حقیر میسازیم و در ارتباط با چه افرادی، اتمام توان خود را بهکار میگیریم تا خواستههای خود را از آنها گدائی کنیم.
بررسی کنیم با چه کسانی ارتباطی بیمعنا و سست داریم یا ارتباط ما مرده و نامطلوب است و دراین ارتباط به دنبال چه میگردیم.
در نظر بگیریم ترس از دست دادن چه چیزهائی را داریم، تا متوجه شویم ریشههای حس وابستگی ما کدام هستند.
مقاله مرتبط: دلایل ایجاد اختلال شخصیت وابسته
ب) تکنیکهای رهائی از حس وابستگی آنچه ما را سرشار از عشق، رضایت خاطر و آرامش میکند و در ارتباط سالم دوطرفهایقرار میدهد، مشخصههای دیگری دارد که بهطور ظریف و حساسی قابل تفکیک میباشند.چنانچه راههای زیر را بهکار گیریم، میتوانیم تجربه کنیم که در وضعیت وابستگی قرار گرفتهایم یا پیوستگی و در پیآن میتوانیم از فضای جهنمی حس وابستگی، رها شده و از فضای بهشتی پیوستگی لذت ببریم.
1) قطع حس وابستگی دربارهٔ افراد یا مواردی که در نزدیکی با آنها یا حتی به دور از آنها احساس میکنیم که دچار نگرانی میشویم و حتی بهصورت وسواسگونهای میخواهیم گرفتاریها و رفتارشان را کنترل کنیم و بهطور مرتب میخواهیم برایآنها نقش مددکار را بازی کنیم. از این به بعد، اینگونه بیندیشیم که هر فردی مسئول اعمال خویش است.
به جای کنترل افراطی و به اسارت کشیدن آنها، اجازه دهیم خودشان فرصت کسب تجربه را داشته باشند. ما فقط باید آنها را راهنمائی کنیم تا در حد توانائی خود بهصورت منسجم و سازمانیافته پیشرفت کنند.
2) رهائی از رفتارهای حس وابستگی بدون ترس، یک نسبت از رفتارهائی که وابستگی خود را در پشت آن پنهان کردهایم، تهیه کرده و آنها را از رفتار خود حذف کنیم.
بر روی مواردی مانند دروغ گفتن، غر زدن، اصرار به متقاعد کردن، التماس کردن، رشوه دادن، طراحی حقههای کوچک و بزرگ، بچهدار شدن به قصد وابسته کردن، تحقیر کردن، شکایت کردن، محکوم کردن و…
حضور خود را قویتر کنیم تا بتوانیم باورها و ریشههای به وجود آورنده این اعمال را بشناسیم؛ سپس روبهروی هر کدام بنویسیم چه باورها و توانمندیهائی را لازم است در خود تقویت کنیم تا به این کارها دست نزنیم.
3) عامل وابستگیزا را رها کنیم کلیه مواردی مانند: گرفتن، اعتبار، پست، مقام، قدرت، احترام و سایر مواردی که به واسطه آنها میخواهیم به احساس سرخوشی و رضایت برسیم را شناسائی کنیم.
مقاله مرتبط: ویژگی ها و اختلالات شخصیت های وابسته چیست؟
4) استقلال خود را حفظ کنیم زمانی که عاشق دیگران میشویم یا اجازه میهیم که دیگران عاشق ما شوند، مراقب باشیم که در عین لذت بردن از حمایت عاشقانه طرف مقابل خود یا دادن حمایت عاشقانه به او، طوری رفتار کنیم که بدون حضور او نیز بتوانیم به خواستههای خود برسیم.
5) اعتماد به خود، اتکاء به خداوند در حالتی از حضور قرار بگیریم که حس کنیم مواردی مانند ناامیدی، ترس،ضعف و هرگونه کمبود دیگر فقط با حضور خداوند تکمیل میگردد اما فقط حق داریم به خدای خود وابسته باشیم که همواره از اوج آسمانها تا قعر زمین و در فضای بین آن دو و مهمتر از همه در وجود خود ما حضور دارد و همیشه با ما است.
6) رهائی از شرمندگی به یکی از بزرگترین طرفهای خداوند که ”توبه“ نامیده میشود، آگاهتر شویم. با خدای خود راز و نیا کنیم. تمام ضعفها، اشتباهها و گناههای خود را به او اعتراف کنیم و فقط او را حمایتگر اصلی بدانیم و به هر چه غیر از اوست، به هیچ عنوان تکیه نکنیم.
7) بالا بردن آگاهی و تغییر باورهای وابسته کننده باورهائی مانند ”شرمنده میشوم اگر…را انجام دهم“ یا ”اگر…را انجام ندهم، یعنی هنوز بزرگ نشدهام“ و یا ”حلقهٔ ازدواج، حلقه بندگی است“ را رها کنیم و کانون توجه خود را به باورهای پیشرونده معطوف کنیم.
8) آمادهسازی دستها و شبکه حمایتگر از دوستهائی که بهطور حقیقی، ما را دوست دارند، کمک بگیریم تا ما را یاری دهند که به این توانمندی بریم. چنانچه آن سوژه را نیز از دست بدهیم، باز هم ارزشمند، کامل و دوستداشتنی باقی میمانیم و به ما کمک کنند تا پس از قطع ارتباط، دوباره به سراغش نرویم.
9) رهائی از حس وابستگی و رسیدن به پیوستگی در اوج آرامش و قدرت، آسیبهای مربوط به وابستگیهای قبلی خود را ترمیم کنیم به این منظور:
الف) خودمان را دوست داشته باشیم و برای یادگیری مهارتها دوست داشت خود، به جلسههای عملی آموزش مهارتهای زندگی بهمنظور خودباوری و همیاری برویم.
ب) همواره جهت حس وابستگی خود را در سبز عشق الهی و توکل به قدرت برتر جهان هستی معطوف کنیم.
ج) رابطهای را ایجاد کنیم که در آن شکوفائی استعدادها و توانمندیهای ما امکانپذیر شود.
10) انجام مراقبه به صورت یک عادت روزانه برای کسب لذت بیشتر، مراقبه را جزء یکی از مهمترین کارهای روزانه خود قرار دهیم. تا میتوانیم آمادگی دریافت عشق را در خود بیشتر کنیم. همواره همانند داشتن تغذیهای سالم، تمامی ده مخزن عشق خود را بهطور متعادل شارژ کنیم.
در هر ارتباط حضور خود را بر روی عشقی که از سوی خداوند در هر مورد ظاهر میشود، حفظ کنیم چه این عشق در حوزه ارتباطهای زناشوئی باشد و چه در ارتباطهای اجتماعی و یا دیگر رابطههائی که وجود ما را به وجد و سرور میآو در حالت حس وابستگی ما به شدت به اتصال عاطفی، انرژیکی و ... طرف مقابل عادت کردهایم. برای تجربه این وضعیت میتوانیم به کاری فکر کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را رها کنیم یا ارتباطی را تصور کنیم که ما را اذیت میکند، ولی نمیتوانیم آن را قطع کنیم و یا مواردی را در نظر بگیریم که وقتی به آن فکر میکنیم، عذاب میکشیم. اما به جای حس وابستگی شدید در این حالت می توان آن را به پیوستگی بدل کرد. اما پیوستگی چیست؟
پیوستگی یعنی اینکه "با آنچه در ارتباط قرار گرفتهایم و به آن عشق میورزیم یا دوستش داریم احساس وحدت و یگانگی کنیم و با وجود لذت، شادمانی، سعادت و خوشی در آن، ما نیز خشنود میشویم". در این حالت، بودن یا نبودن او در کنار ما، احساس بسیار خوب یا بسیار بد به ما نمیدهد، بلکه وجود او باعث حس رضایت در درون ما میشود. به عبارتی دیگر، با نبودن او باز هم احساس رضایت در ما باقی مانده و حال خوبمان را میتوانیم حفظ کنیم.
حس وابستگی عاطفی اعتماد به نفس شما را تخریب میکند و نمیگذارد که حقیقتا خودتان باشید! حس وابستگی عاطفی با احساس خشم، تردید نسبت بهخود، ترس از طردشدن، ترس از تنهایی، حس عدمامنیت، شرم، حقارت یا ترس از اینکه دیگر شما را دوست نداشته باشند یا از شما قدردانی نکنند همراه است. فردی که از حس وابستگی عاطفی رنج میبرد، فقط برای دیگران زندگی میکند و خودش را نادیده میگیرد. زمانیکه با دوستانش است، خودش را فراموش میکند، زمانیکه مشغول کاری میشود، خودش را تمام و کمال وقف آن کار میکند تا مورد پسند و قبول دیگران قرار گیرد و یا ذرهای از او قدردانی کنند.
اما خوب است بدانیم میل به نادیده گرفتن خود به نفع دیگران از کجا ناشی میشود؟ مطمئنا آن را از جایی یاد گرفتهایم، اینطور نیست؟ شاید یکی از دلایل آن والدینی هستند که محبت چندانی نسبت به فرزندانشان نشان ندادهاند و یا هیجانات و احساسات آنها را سرکوب کردهاند.
زمانیکه کودک جملهای تأثیرگذار به پدر یا مادرش میگوید مثلا« دوستت دارم» به او میگوییم «دست از سرم بردار، خستهام میکنی.» و یا وقتی می گوید : «مامان بیا میخوام بغلت کنم... .» مادر می گوید: «نه، نه، عجله دارم! کار دارم!باید به کارهای خونه برسم! عجله دارم، عجله دارم!»کودک احساس میکند که طرد شده است؛ حس رها شدن، حس آزردگی. پژوهشی بیان می دارد که برخی از کودکان از سن 4 سالگی عزت نفس خود را از دست میدهند و احساس آزردگی خاطر میکنند. تصور کنید نتیجه آن در سنین بزرگسالی چه خواهد شد!
مهم نیست چه مدتی را با فرزندتان سپری میکنید بلکه مهم کیفیت زمانی است که با آنها میگذرانید. از این رو، برخی از دلایل وابستگیهای شدید عاطفی به دوران کودکی بازمیگردد. دلایل دیگری هم وجود دارند. مثلا میتوان از ناهنجاریهای خانوادگی و خانههایی که خشونت، اعتیاد، بیتوجهی و عدم برقراری ارتباط در آن حکمفرماست نام برد که بستر مناسبی برای وابستگیهای عاطفی را بهوجود میآورد. همچنین درصورت نبود پدر یا مادر نیز احتمال آنکه فرد بهطور ناخودآگاه در طول زندگیاش به دنبال پر کردن خلأ زندگیاش باشد زیاد است. برای آنکه سرنوشتتان را در دست گیرید و از نظر عاطفی و احساسی فرزندانی مستقل پرورش دهید، شادی بیشتری را به زندگی خود فرا خوانید و احساس خوبی نسبت بهخود داشته باشید؛ ارتباط بهتری با خودتان و با دیگران برقرار کنید و ترسهایتان را کنارگذارید.
گروه تحقیقاتی و آموزشی کرامت زاده
لینک منبع:
دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده تب عشق
ترانه و آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی تب عشق از محسن ابراهیمزاده با دو کیفیت 128 و 320 و لینک مستقیم و پر سرعت به همراه تکست و متن آهنگ + پخش آنلاین از سایت تابا موزیک
ترانه سرا، آهنگساز و خواننده: محسن ابراهیم زاده | عکس: سینا قائمی زاده | تهیه کننده و مدیر هنری: مهدی کرد | تنظیم و میکس و مسترینگ: معین راهبر | طراح کاور: آرمان قنبری | گیتار: فرشید ادهمی | لیبل: موسسه فرهنگی هنری آوای مهر میهن

دونه دونه دونه
بیخودی نیست که این دل شده قربونت من به قربون تو و زلف پریشونت
ما علاقمون بهم خیلی شدیده کسی مثلشو ندیده
ما علاقمون درست سر جاشه مگه میتونست که بهتر از این باشه
مگه هست تو دنیا مثل ما دوتا یه شبه منو مجنون کردی لیلا
بگو چی داری که دل منو میکشونی فاصله باشه میمیرم از نگرونی
مگه هست تو دنیا مثل ما دوتا یه شبه منو مجنون کردی لیلا
بگو چی داری که دل منو میکشونی فاصله باشه میمیرم از نگرونی
دونه دونه دونه
تب عشق یه تب واگیر داره با جوون و پیر کار داره که به همه واگیر داره
ما علاقمون بهم خیلی شدیده کسی مثلشو ندیده
ما علاقمون درست سر جاشه مگه میتونست که بهتر از این باشه
مگه هست تو دنیا مثل ما دوتا یه شبه منو مجنون کردی لیلا
بگو چی داری که دل منو میکشونی فاصله باشه میمیرم از نگرونی
مگه هست تو دنیا مثل ما دوتا یه شبه منو مجنون کردی لیلا
بگو چی داری که دل منو میکشونی فاصله باشه میمیرم از نگرونی
♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫ ♫.
برای گوش دادن و موسیقی درمانی به لینک منبع زیر مراجعه کنید:
دانلود آهنگ جدید صالح رضایی لجباز
هماکنون برای شما کاربران آهنگ لجباز با صدای صالح رضایی را با متن و دو کیفیت 320 و 128 آماده کرده ایم
شعر : صدیقه رحمانی / آهنگسازی و تنظیم کننده : صالح رضایی
Download New Song By : Saleh Rezaei – Lajbaz With Text And Direct Links In Upmusic

♪♪♫♫♪♪♯
تو قلبمه یه دلهره دلم از تو پره نگام کن و ببین دلم داره میبره از تو دلخوره
حواست باشه به دلم بری تنها میشه دلم تو که داری میری ولی بگو چجوری سر پا شه دلم♪♪♫♫♪♪♯
آخه خونسردی تو چقد نرو لجبازی تو چقد فکر نمیکردم دور شی ازم انقد
لج نکن با قلب من بسه خیلی خستم اینجوری ترکم نکن میدونی وابستم
میری میمیره دلم من هنوز گیره دلم لجبازه احساسی از تو دلگیره دلم♪♪♫♫♪♪♯
ساکتو میبندی و تن تن میشه نبضم فاصلت از در کمه بس کن من میترسم
میری میمیره دلم من هنوز گیره دلم لجبازه احساسی از تو دلگیره دلم
یه پشت یه دلم صدات زدم بیا نشکن این دلو تو چشماتو از حافظم پاک کن بعد برو
اینجوری نرو ♪♪♫♫♪♪♯
نمیبخشم سادگیتو بری راحت بگذری تو نگو میخوام دل بکنم تو داغی نمیدونی چی میگی تو
میگی دنیات جای دیگس چی میشه قلبی که شکست هرجای خونه از تو یه خاطره هست
لج نکن با قلب من بسه خیلی خستم اینجوری ترکم نکن میدونی وابستم♪♪♫♫♪♪♯
میری میمیره دلم من هنوز گیره دلم لجبازه احساسی از تو دلگیره دلم
ساکتو میبندی و تن تن میشه نبضم فاصلت از در کمه بس کن من میترسم
میری میمیره دلم من هنوز گیره دلم لجبازه احساسی از تو دلگیره دلم
♪♪♫♫♪♪♯
به این آهنگ امتیاز دهید
برای گوش دادن و موسیقی درمانی به لینک زیر مراجعه کنید:
دانلود ریمیکس آهنگ آخر شب مسعود صادقلو
ریمیکس شنیدنی وبسیار زیبای DJ SawMan Mashup از آهنگ آخر شب مسعود صادقلو با همراهی مهدی حسینی
Exclusive Remix : Masoud Sadeghloo & Mehdi Hosseini – Akhare Shab DJ SawMan Mashup

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
چه راحت گرفتی این زندگیمو میموندی پیشم اینطور نمیمرد
اینطور نمیکند از اون نگات دل دل دیگه دل نیست شد دیگه باطل
شد دیگه دور از تو و نگاهت قلبمو میگم تو و نگاهت
طرز نگاهت آخر عوض شد آخر تنم از این جاده پرت شد
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
نه حالم خوش نیست دیگه نیستی پیشم
شب تو بالکن تنها مثل دیشب تنهام مثل دیشب
هر چی تو خواستی همون شد همه چی دیگه تموم شد
رفتی اون همه عشقو حال کردی قبول نداری اشتباه کردی
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
تو چه جوری دلت میذاره تو آغوشی بری که بهت حسی نداره
اگه این نی پس هرزگی چیه دستات بوی عطرشو میده
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
چه راحت مسیرت از من جدا شد دیگه بریدم نه دیگه پاشو
از روی قلبم این خونه با تو تاریکه تا صبح تاریکه تا صبح
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
آخرشم تا آخر شب من موندمو اون خاطرات
آخرشم تو دادی به باد دادی به باد دنیامو باز
آخرشم تو دیدی که وابسته شدم گفتی ازت
خسته شدم گفتی نباش دیگه دورم
───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
ریمیکس آخر شب مسعود صادقلو
به این آهنگ امتیاز دهید
امتیاز کلی: 4 از 5 ≡ تعداد رای: 40
آپ موزیک › مسعود صادقلو › دانلود ریمیکس آهنگ آخر شب مسعود صادقلو
پخش آنلاین همین موزیک
برای گوش دادن و موسیقی درمانی و روحیه شاد به لینک زیر مراجعه کنید:
کارگر شهرداری پشت گاریش نوشته بود: به کارم نخند ، محتاج روزگارم...نخند... به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب، نخند! به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری، نخند! به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند، نخند! به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده، نخند! به دستان پدرت، به جارو کردن مادرت، به راننده ی چاق اتوبوس، به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سر دارد، به راننده ی آژانسی که چرت می زند، به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند، به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند، به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد، به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی، به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان، به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی، به هول شدن همکلاسی ات پای تخته، به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی، به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی ... نخند، نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
نان حلال خیلی خیلی خوب است. من نان حلال را خیلی دوست دارم. ما باید همیشه دنبال نان حلال باشیم، مثل آقا تقی. آقاتقی یک ماستبندی دارد.او همیشه پولِ آبِ مغازه را سر وقت میدهد تا آبی که در شیرها میریزد، حلال باشد. آقا تقی میگوید: آدم باید یک لقمه نان حلال به زن و بچهاش بدهد تا فردا که سرش را گذاشت روی زمین و عمرش تمام شد، پشت سرش بد و بیراه نباشد . دایی من هم کارمند یک شرکت است. او میگوید: تا مطمئن نشوم که ارباب رجوع از ته دل راضی شده، از او رشوه نمیگیرم. آدم باید دنبال نان حلال باشد. داییام میگوید: من ارباب رجوع را مجبور میکنم قسم بخورد که راضی است و بعد رشوه میگیرم! داییم میگوید : تا پول آدم حلال نباشد، برکت نمیکند. پول حرام بیبرکت است. ولی پدرم یک کارگر است و من فکر میکنم پولش حرام است؛ چون هیچوقت برکت ندارد و همیشه وسط برج کم میآورد. تازه یارانهها را خرج میکند و پول آب و برق و گاز را نداریم که بدهیم. ماه قبل، برق ما را قطع کردند، چون پولش را نداده بودیم دیشب میخواستم به پدرم بگویم: کاش دنبال یک لقمه نان حلال بودی

نقاشی های فروشی طرح هایی برای مناسبت ها
برای دیدن نمونه ها به اینستاگرام مراجعه کنید:
https://www.instagram.com/kh.type.paint/